سرم را بر سینه زمین می گذارم . . . .

سرم را بر سینه زمین می گذارم . . . .

رودی آرام ،

اسبی سرکش ،

قطاری بی قرار ،

سگی ولگرد ،

مردی خسته . . . .

براستی صدای پای تو ،

از کدام گوشه ی این سرزمین خواهد وزید . . . . ؟

آه ای مسافر خاموش ظهور کن . . . . !

این قبیله بی عشق ،

باید بفهمد ،

کسی که سر بر دامان زمین می گذارد ،

دیوانه نیست ،

عاشقی ست در انتظار . . . .
دیدگاه ها (۵)

هیچ گاه ,دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید . . . . .این...

می روی که خوشبخت شوی . . . . .و من . . . . .حال کودکی را دار...

شعر طنزی گفته ام خیلی قشنگ, نقد کن اما بدون ...

دلم یه بغل میخواد. . . . یه بغلی که برم توش و حالا حالاها ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط