خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سَرم در سر سودات رود ،نیست عجب
سر سودای تو دارم،غم سر نیست مرا...
دیدگاه ها (۳)

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

عاشقانه های شبنم

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

عکس_پس زمینه_موبایل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط