پلیس جلوی ماشینمو گرفت

پلیس جلوی ماشینمو گرفت
رفتم جلو، به پلیس خیلی جدی گفتم
میدونی من کیم؟
گفت: کی هستی؟
گفتم: یعنی واقعا نمی دونی؟
رنگش زرد شد؛ گفت: نه، کی هستی مگه؟
.
.
.
گفتم:
من یه پرندم، آرزو دارم، تو یارم باشی!
جریمم نکرد
اشک تو چشاش جمع شد؛ گفت برو خدا شفات بده!
دیدگاه ها (۴)

ادامه پارت 187نگاش کردم. جدي قاشق رو اورد جلوي دهنم نخوردم و...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

Iove and the moonPart5کوک: بله شمایونا: باشه اما چرا تنهایی...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

رمان عشق ممنوع

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط