پارت ۱۴
پارت ۱۴
اجوما: باید طلسم رو دقیقا جلوی چشای
اون فرد مورد نظر قرار بدیم و بعد یه ورد میخونیم و اون هیولا از طریق چشم
وارد بدن اون طرف نفوذ میکنه
و تمام توصوراتی که اون فرد ازشون میترسه
تو ذهنش پخش میشه خیلی وحشت ناکه
تنها راه خلاص شدن از اون کابوس مرگه
و فرد شروع میکنه به گشتن خودش
همیشه اول چشم های خودشون رو از کاسه در میارن چون فکر میکنن دیگه نمیتونن این کابوس رو ببینن اما اینطوری نیست
کلی حرف وحشتناک تو گوششون پخش میشه
و اونا یه چیز تیز رو تو گوششون فرو میکنن
انقدر فشار میدن تا میرسه به مغذشون
و بعد جنازه رو وقتی خورشید تابش شدیدی داره
قرار میدن تا بدنشون دود میشه و این اتفاقات
جلوی ارباب انجام میشه و ایشون خیلی هم لذت میبرن از عذاب دادن بقیه
ات: واقعا خیلی وحشتناک
اما وقتی که ارباب.....
اجوما: اسم کامل ارباب اقای پارک جیمینه
ات: وقتی که جیمین پیشم بود......
اجوما: لطفا بگین ارباب
ات: اجوما میزاری حرف بزنم
اجوما: بفرمایید 😑
ات: پس قرا وقتی ارباب پیشم بود حس نکردم
که انقدر روانیه نکنه دو شخصیتیه
اجوما: ارباب چند ضربه بهتون شلاق زدن
ات: ده تا
اجوما: پس ایشون قصد اسیب به شما رو ندارن
فقط میخواستم خونتونو بخورن احتمالا عاشق مزه خونتون شدن ات حواست به رفتار هات باشه همیشه مطیع باش تا اسیب نبینی
ات: باشه اجوما هوفففففف خیلی میترسم
اجوما: بیا بریم پیش ارباب
ات: باشه
اجوما: باید طلسم رو دقیقا جلوی چشای
اون فرد مورد نظر قرار بدیم و بعد یه ورد میخونیم و اون هیولا از طریق چشم
وارد بدن اون طرف نفوذ میکنه
و تمام توصوراتی که اون فرد ازشون میترسه
تو ذهنش پخش میشه خیلی وحشت ناکه
تنها راه خلاص شدن از اون کابوس مرگه
و فرد شروع میکنه به گشتن خودش
همیشه اول چشم های خودشون رو از کاسه در میارن چون فکر میکنن دیگه نمیتونن این کابوس رو ببینن اما اینطوری نیست
کلی حرف وحشتناک تو گوششون پخش میشه
و اونا یه چیز تیز رو تو گوششون فرو میکنن
انقدر فشار میدن تا میرسه به مغذشون
و بعد جنازه رو وقتی خورشید تابش شدیدی داره
قرار میدن تا بدنشون دود میشه و این اتفاقات
جلوی ارباب انجام میشه و ایشون خیلی هم لذت میبرن از عذاب دادن بقیه
ات: واقعا خیلی وحشتناک
اما وقتی که ارباب.....
اجوما: اسم کامل ارباب اقای پارک جیمینه
ات: وقتی که جیمین پیشم بود......
اجوما: لطفا بگین ارباب
ات: اجوما میزاری حرف بزنم
اجوما: بفرمایید 😑
ات: پس قرا وقتی ارباب پیشم بود حس نکردم
که انقدر روانیه نکنه دو شخصیتیه
اجوما: ارباب چند ضربه بهتون شلاق زدن
ات: ده تا
اجوما: پس ایشون قصد اسیب به شما رو ندارن
فقط میخواستم خونتونو بخورن احتمالا عاشق مزه خونتون شدن ات حواست به رفتار هات باشه همیشه مطیع باش تا اسیب نبینی
ات: باشه اجوما هوفففففف خیلی میترسم
اجوما: بیا بریم پیش ارباب
ات: باشه
- ۱۵.۷k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط