من با تو زندگی نکنم پیر می شوم 

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم 
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم

من در شعاع پرتو شمس الشموسیت 
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم

آیینه کاری حرمت ذره پروری است
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم

در صحن کهنه سوی تو کردم نماز را
اینجاست آنکه لایق تکبیر می شوم

من در شمار سلسله راویان شدم
چون با حدیث سلسله زنجیر می شوم

من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند
 دارم به پای خویش سرازیر می شوم

یک شب نشد که بیگنه آیم زیارتت
اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم

وقتی که آه میکشم از پرده ی نیاز 
بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم

بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا
هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم

نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد
کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم؟

آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب
بر بال کفتران تو تحریر می شوم

این رنگ طوسی از دل سرخم نمی رود
گرچه دورنگ،دور ز تزویر می شوم

برداشت سیل گریه بساط زیارتم
نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم

حوض حیاط تو بدهد مرده را حیات
من نیز با تو عیسی تاثیر می شوم

وقت ورود در حرم تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمین گیر می شوم

یک روز اگر که زینت دیوار تو شوم
آیینه را گذاشته شمشیر می شوم...
دیدگاه ها (۱)

..#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا.🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 .🍃 اللهّ...

من باتو زندگی نکنم پیر میشومبی تو من از جوانی خود سیر میشومم...

بسم الله الرحمن الرحیمقلبی شکست و دور و برش را خدا گرفتنقاره...

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

برای پنجره فولاد چقدر،دلتنگمزلطف خود بنما زر دل چنان سنگمنقا...

امام محمدباقر

آخر نگشت دیدن روی تو قسمتملابد نبود دیدن رویت لیاقتملایق نبو...

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده استدوباره هر شب من رنگ کربلا ش...

#السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا..گاهی که با نیاز دلم ناز ...

نگاه کودکی ات دیده بود قافله راتمام دلهره ها را، تمام فاصله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط