روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،
به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات،
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!

هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،
ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!
دیدگاه ها (۱)

بی نمازی یعنی دلت برای معشوقت تنگ شود اما راه مناجات با او ر...

اللَّـــــــــــهُمَّ صَلِّ عَلَــــــــی مُحَمَّـــــــــــ...

ﺨﻨﺎﻥ ﮔﻬﺮﺑﺎﺭ" ﻫﺮ ﺍﻣﺘﯽ ﺑُﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺁﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﺑُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط