وقتی میاین ایران ولی تحر.یک میشه...
وقتی میاین ایران ولی تحر.یک میشه...
نگاهم و به جاده دادم چند دقیقه بود حرکت کرده بودیم . با وایستادن ماشین نگاهم و به رو به رو دادم .
اینجا کجاست؟!
سمتش برگشتم و اخم ریزی کردم
_اینجا کجاست منو آوردی؟!
شونه ای بالا انداخت و بیخیال گفت .
_خونمون .!
چشمام گرد شد .
_خونموننننننن؟! ما مگه تو ایران خونه داریمم؟!
_از امروز به بعد آره. . بیا بیرون فسقل
نوچی کردم .
_منو ببر خونه ی بابااااام
هوف حرصی کشید و منو رو کولش انداخت .
عمارت بزرگی بود .
جیغی کشیدم و مشتم و به کمرش کوبوندم
_بزااااااااااااارمممممممم پایییییییییییین .
چشمغره ای بهم رفت که خفه شدم
در خونه رو باز کرد ، انگار دره بهشته باز کرد ناموسا.
همه چی براق و شیککک!
از کولش پریدم پاییین
_واایییی اینجا چقدر خوشگلهههههه
سمتم اومد و دکمه های پیرهنش و باز کرد
_وقته جبران تخس توله!
سمتم اومد و ........
چند ساعت بعد .
دستی به کمرم کشیدم و سمت کوک برگشتم
_شرحه شرحه بشی ایشالله .
خنده ای کردو بوسه ی کوچیکی به لبم زد
_دوست دارم توله .
_ هوف . منم!
و تاماااااااام
نگاهم و به جاده دادم چند دقیقه بود حرکت کرده بودیم . با وایستادن ماشین نگاهم و به رو به رو دادم .
اینجا کجاست؟!
سمتش برگشتم و اخم ریزی کردم
_اینجا کجاست منو آوردی؟!
شونه ای بالا انداخت و بیخیال گفت .
_خونمون .!
چشمام گرد شد .
_خونموننننننن؟! ما مگه تو ایران خونه داریمم؟!
_از امروز به بعد آره. . بیا بیرون فسقل
نوچی کردم .
_منو ببر خونه ی بابااااام
هوف حرصی کشید و منو رو کولش انداخت .
عمارت بزرگی بود .
جیغی کشیدم و مشتم و به کمرش کوبوندم
_بزااااااااااااارمممممممم پایییییییییییین .
چشمغره ای بهم رفت که خفه شدم
در خونه رو باز کرد ، انگار دره بهشته باز کرد ناموسا.
همه چی براق و شیککک!
از کولش پریدم پاییین
_واایییی اینجا چقدر خوشگلهههههه
سمتم اومد و دکمه های پیرهنش و باز کرد
_وقته جبران تخس توله!
سمتم اومد و ........
چند ساعت بعد .
دستی به کمرم کشیدم و سمت کوک برگشتم
_شرحه شرحه بشی ایشالله .
خنده ای کردو بوسه ی کوچیکی به لبم زد
_دوست دارم توله .
_ هوف . منم!
و تاماااااااام
- ۲.۸k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط