‍ ‍

‍ ‍
چهارشنبه ی بی سور و سات
امشب جای تو خالی است
عجب چارشنبه ی بی سور و ساتی
نه آتشی برپاست و نه شوق پریدن
امشب در فراغت
شمعی به یاد تو روشن خواهم کرد
و آتشکده ی انتظارم را
برای آمدنت خواهم افروخت
و در کنار شعله های کم سوی آن
هم چون پروانه ای عاشق
تیمار دار شمع جان خواهم بود
امشب زردی غمت را به سرخی آتش شمع
حواله خواهم کرد
و شادی ابدی را برایت ارمغان خواهم گرفت
و با نسیم جانفزای کویت
به استقبال بهار رویت خواهم آمد
و می دانی که بهار
بی تو لطفی نخواهد داشت
یادت گرامی🖤
دیدگاه ها (۱۴)

‍ ‍ ‍ بزن باران که من دلگیرم اینجابه بغض خاطره زنجیرم اینجاب...

ببخش ای گل اگر خار تو بودمبه بدمستی دل آزار تو بودمخودت بهتر...

رفتی که پلنگِ سرکشِ دلدر دامِ غزالِ غم بمیرد...تا شوقِ سرودن...

باید گذشتاز شب آتش بازیهاتا به گلبوسه های بهاری رسید...بهار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط