‏‎رک بگویم از همه رنجیده ام

‏‎رک بگویم از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
بی خیال سردی آغوش ها
من به آغوش خودم چسبیده ام !

مشیری
دیدگاه ها (۰)

‏ای که خاکم را به باد از جلوه ی خود داده ایآنقدر بنشین که از...

‏بوسیدمشدیگرهراس نداشتمجهان پایان یابدمن از جهان سهمم را گرف...

حکایت بعضی از ماهاست،

‏چند روزه فکرم مشغوله اگه پسردار شدم اسمشو چی بذارم؟

نمیتونم فراموش کنم...😥💔فریدون مشیری میگهرک بگویم از همه رنجی...

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه:رک‌بگویم از همه رنجیده ام...

#بوقت.حرکت.انگشتان.روی.کاغذ🤢🙃😎نغمه‌ای در دل زمزمه می‌کند،اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط