قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم

قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم که خدا ریخت بهم..
شکر که صبح امد
دیدگاه ها (۱)

کمی عمیق تر نگاهم کن مثل آفتاب زل بزن توی چشمهایم...و قشنگ ت...

میوه اوردم برا دوستانبفرماییدبخوریدجون بگیریدفعال باشید 😄 😄

تو دمی سکوت در جهان پرهیاهویی...

حسود نیستم اما؛کسی به غیر خودم غلط کند که بخواهد رقیب من باش...

فالورهای عزیزم دوستان گلم حمایت لایک بشه

صبح است و هوا؛ هــوای لطف است و صفا!صبح است و نوا ؛نـوای مهر...

روح من ایران خانمجونم برات ناقابلهصبح میشه این شبدرد تو درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط