پارت یک

پارت یک

لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزارین خودم رو معرفی کنم اسمم لونا هست من توی ایران زندگی می کنم مادرم اهل کره جنوبی هست و پدرم هم ایرانی هست و ما الان
تازه اومدیم ایران ولی من گم شدم خدایا من این جارو نمی‌شناسم و الان هم گم شدم
لونا: ها اینا چرا دارن دعوا میکنن
لونا: دعوا نکنید بس کنید
پسره: به تو چه اومد یه مشت دیگه به اون پسره بزنه که جلوش رو گرفتم
لونا: لطفاً بگید چرا دعوا کردید من کمک میکنم
پسره: خورد به من بستنیم ریخت
لونا: من پولش رو میدم بیا
پسره رفت منم به اون پسره کمک کرده بلند بشه
لونا: خوبی
یونگی: به تو چه چرا دخالت کردی چیه فکر کردی تشکر میکنم احمق
لونا: م...من..من گم شدم بهم کمک میکنید
یونگی: بیا با گوشیم به پدرو مادرت زنگ بزن ولی من می‌دونم که تو شماره منو می خوای
لونا: خب درسته پسر خوشگلی هستی ولی نه ممنون شمارت رو نمی خوام بعدم من شماره پدرو مادرم رو بلد نیستم
یونگی: چی الان داری مسخرم می‌کنی
لونا: نه به خدا..........
دیدگاه ها (۰)

پارت دولونا: نه به خدا یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا دا...

بچه ها عکس رمان هم تغییر داده

https://wisgoon.com/989388_6542

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط