وقتی یه پنگوئن عاشق یه پنگوئن دیگه میشه ، کل ساحل رو میگر

وقتی یه پنگوئن عاشق یه پنگوئن دیگه میشه ، کل ساحل رو میگرده و قشنگترین سنگ رو انتخاب میکنه ، اون رو واسه جفت ماده میبره ، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول کرد جفت هم میشن؛
ولی اگر قبول نکرد پنگوئن نر احساس میکنه سنگی که پـٓیــدا کرده اصلا قشنگ نبوده و اونوقت اونو میبره زیر آب لای مرجانها میندازه تا دیگه هیچ پنگوئنی اشتباه اونو تکرار نکنه و نا امید نشه .
اما ما!
هی اشتباهات خودمون رو تکرار ، تکرار ، تکرار و به دیگران هم توصیه میکنیم .
بعضی وقتها پنگوئنی باشیم
دیدگاه ها (۱)

نحواستان باشد به اندازه دلبری کنید. باید حواستان به میزان دل...

من عشق اولت نبودم ؟درست!ولی تو هم اولی و هم آخری برای من!اصل...

دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستت بگیری...

من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو"...

مخملیPart 16 جونگ کوک که داشت ظرف میشست با حضور کسی برمیگرده...

عشق دروغین

عشقا اون رمان قبلیم رو میخوام تا چند وقت دیگه ادامه اش رو بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط