مرا دوست بدار

مرا دوست بدار.
آنگونه که
در میدان سرخ جنگ،
هیتلر دوست می‌داشت
صدای گلوله‌ی نازی‌ها را،
آمیزش خون
نامه‌های کوتاه معشوقه‌ها را.

آنگونه که
گاه گلوله‌ای،
در تردید دل، به گِل برسد.
آتش بس!
و شبی
ناگاه
دستی در دستی بند شود.
سبز شود
و شبی
ناگاه
خنده از داد به بی‌داد رسد.
آتش بس!
مرا دوست بدار
کمی بیشتر
بیداد تر.
دیدگاه ها (۱)

حواستان به آدمهای آرامِ زندگیتان باشد!آدمهایی که از صبح تا ش...

هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت میکند.گاهی بهتر است جای...

سخت در اشتباهی،اگر فکر میکنی این روزها زود می گذرد….به باور ...

دی آن نگاه های بلند ،حسرتی ماند و آه های بلند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط