دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم. کافی ست!

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!


گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن!
من همین قدر که گرماست زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم کافی ست
دیدگاه ها (۱)

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدندهردو از احساس نفرت پر شدند....د...

ﯾﺎدﻣﺎن ﺑﺎﺷﺪ از اﻣﺮوز ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﮑﻨﯿﻢﮔﺮ ﮐﻪ در ﺧﻮﯾﺶ ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ﺻﺪاﯾﯽ ﻧ...

بــه‌مجــنون‌گفـت‌روزی‌ساربانیچــرابیــهوده‌درصحــــرادوانــ...

سلام به همه دوستای خوب ومهربونم امیدوارم اول هفته خیلی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط