قسم به دفتر شعر و به سوز آوازم

قسم به دفتر شعر و به سوز آوازم
که در هوای تو تنها ترانه می سازم
تو بوی یاس قشنگی تو بوی بارانی
توچون صدای بنانی الهه ی نازم
اگر چو غنچه لبم را فرو به هم بستم
مرددم که بگویم به هرکسی رازم
بگو که شمع وجودت مرا بسوزاند
نمی رود ز سرم ذوق و شوق پروازم
دیدگاه ها (۹)

هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیستهیچ جز نام تو حرف، طرب ...

بعدِ تو در بدر از  کوی و دیارم هستم غافل از این دل و این حال...

چند دقیقه دیگر وقت داری تا به من نگاه کنیبه من، به چشمانم و ...

به سامانم نمی کوشی به تن رختم نمی پوشیکنارخلوتِ شبها چرا ایج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط