#جالبه 😁😁

#جالبه 😁😁
گاندی در کتاب خاطراتش میگه
تو فرودگاه انگلیس بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم
رفتم پیشش گفتم
آقا پسر چنده؟
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختن؟
یه لبخندی زد و گفت :چوبم تو اون قیافت اینا خاویاره واکس نیست!
#داستان

#خاص #جذاب #زیبا #روز_دختر_مبارک🌸 #شیک #عکس #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱)

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

part52. . + خب میلک شیک ها برا شما اینام برا مابوم بعد برداش...

سوکوکو (پارت ۳۳)

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

چند پارتی کوک پارت ⁵ازش خوشش میومد همکاری کرد ...همینطوری کو...

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط