زندگی ای روزگار ای رخ گردون
زندگی ای روزگار ای رخ گردون
توی سینه قلبمو اینقدر نلرزون
ای فلک ای بانی افسونگریها
بادلم کمتر کن این بازیگریها
هر که هستی هر چه هستی
بس کن ای نامهربونی
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخم هامون دیگه نمک نپاشون
گاهی زشتی گاهی خوبی
هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتها مهربونی
بعضی وقتها خسم جونی
اما وقتی سر قهری
بدتر از تلخی زهری
ما کی بودیم تو کی هستی
هوشیار یا که مستی
ای که حیرونی تو از سرسختی ما
شاید آزارت میده خوشبختی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخم هامون دیگه نمک نپاشون
توی سینه قلبمو اینقدر نلرزون
ای فلک ای بانی افسونگریها
بادلم کمتر کن این بازیگریها
هر که هستی هر چه هستی
بس کن ای نامهربونی
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخم هامون دیگه نمک نپاشون
گاهی زشتی گاهی خوبی
هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتها مهربونی
بعضی وقتها خسم جونی
اما وقتی سر قهری
بدتر از تلخی زهری
ما کی بودیم تو کی هستی
هوشیار یا که مستی
ای که حیرونی تو از سرسختی ما
شاید آزارت میده خوشبختی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخم هامون دیگه نمک نپاشون
- ۲.۹k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط