شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....
این دل بیقرار من ، رشک برد ، به حال تو.....

زلف به باد میدهی ، عطر بهار و یاس من....
شعر کنم هر قدمت ، وصف تو و جلال تو.....
سجده کنم بخاک تو ، چون تو شدی مراد دل....
فانی به حکم قهر تو ، زنده از آن جمال تو.....

چون همه عاشقان همی ، جان بدهم بناز تو....
تا دل شب دعا به لب ، چشم ولی به خال تو.....

از دم چون مسیح تو ، سوسن و لاله میدمد....
زنده کند مرده دلم ، هر نفس زلال تو.....

عاشق عشق تو منم ، ای مه شب فروز من....
کاش رسد شبی و من ، دست کشم به بال تو.....

بوسه زنم به دست تو ، تا که کنی شفاعتم....
روز جزا اگر فزون ، جرم من از کمال تو.....

دیده ی اشکبار من ، خون بچکد ز هجر تو....
در هوست زنم به جان ، نقش تو و خیال تو
دیدگاه ها (۲)

جاده دلگیرست وقتی عشق همراهت نباشد دوستان باشند, اما یار دلخ...

قلم به دست می برم تو را نشانه می کنمچه بی بهانه ماه من تو را...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشمب...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط