هوای آمدنت دیشبم به سر
- هوای آمدنت دیشبم به سر
میزد ، نیامدی كه ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشمتر
میزد ، شراب لعل تو میدیدم
و دلم میخواست ، هزار وسوسهام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید كه کامی از آن دهان
میجُست ،
زهی خیال كه دستی در آن
کمر میزد ، دریچهای به تماشای باغ وا میشد .
دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و میدیدم
كه پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . . .
میزد ، نیامدی كه ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشمتر
میزد ، شراب لعل تو میدیدم
و دلم میخواست ، هزار وسوسهام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید كه کامی از آن دهان
میجُست ،
زهی خیال كه دستی در آن
کمر میزد ، دریچهای به تماشای باغ وا میشد .
دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و میدیدم
كه پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . . .
- ۱۲.۱k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط