هوای آمدنت دیشبم به سر

- هوای آمدنت دیشبم به سر
میزد ، نیامدی كه ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشم‌تر
میزد ، شراب لعل تو می‌دیدم
و دلم می‌خواست ، هزار وسوسه‌ام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید كه کامی از آن دهان
می‌جُست ،
زهی خیال كه دستی در آن
کمر میزد ، دریچه‌ای به تماشای باغ وا میشد .
دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و می‌دیدم
كه پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . . .
دیدگاه ها (۰)

اگر فردایی نبودم و خبری از من نشداگر روزها گذشتند و منی در ک...

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کردآدم زمینی تر شد و ...

تو بانوی غم‌ های عمیقی ، شعر های غمگین ،کلمات جانگداز ، با چ...

͗✨️̤۠🌾࣭ / هنوز رد قدم های رفته‌ات پاک نشده بود که جهان تغییر...

۱ : ۴۵ a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط