ladyjeonstar
𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓
𝑷𝟏𝟎
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
@lady_jeonstar
جیسو: راستی، از هم نپرسیدیم
جی کی:چیو؟
جیسو:تایپ همدیگه.
جی کی:هوم، خب شما شروع کن
جیسو:باشه، من یه پسری میخوام که، غیرتی باشه، خرجم کنه، زود منو بگیره، بهونه نیاره، تا ۱سال حق دست زدن به رو ندار-...
∘₊✧──────✧₊∘
جی کی::
فکرکنم من زن نمیخوام
∘₊✧──────✧₊∘
-خونه برام بگیره، ماشین برا-
جی کی:باشه باشه! فهمیدم
جیسو:اره دیگه، تو چی؟؟
جی کی:خب من فقط میخوام به وفا دار باشه
∘₊✧──────✧₊∘
چیزی که جنی نبود
∘₊✧──────✧₊∘
جیسو:آها
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
به غذا خوردن ادامه دادن که یه لیسا رو با یه پسر دید؛لیسا جونگ کوک رو دید و حرف پسر رو به روش رو قطع کردم و به طرف میز جونگ کوک رفت
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
لیسا:درود جونگ کوکا، اووو، میری سر قرار؟ جنی رو فراموش کردی؟
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جیسو رو به جونگ کوک کرد
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جیسو:جنی؟
جونگ کوک با خونسردی::
لیسا، اون پسره صدات میکنه، بعدا حرف میزنم
جیسو:کی بود؟
جونگ کوک:دوستم، دوست عادی
جیسو:و جنی؟
جونگ کوک:خواهرم
جیسو:آها اتفاقا منم-
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
گوشی جونگ کوک زنگ خورد و نگاه به ساعتش کرد و گفت
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جونگ کوک:دیر وقته، من باید برم خونه، از آشنایی باهات خوشحال شدم
جیسو :منم همینطور
∘₊✧──────✧₊∘
جونگ کوک غذا رو حساب کرد و رفت بیرون از رستوران و به
ماشین تکیه داد ، اوما بود
∘₊✧──────✧₊∘
اوما:درود خوشگل مامان
جونگ کوک:چی میخوای؟
اوما:هی، یه پسر نمیتونه برای مامان 10 میلیون بزنه؟؟
جونگ کوک:یه پسر نمیتونه از مامانش سوال کنه چرا؟؟
اوما:زود باش بزن به کارتم
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
تا پارت بعد
شرط پارت 9 و 10 ::
کامنت:10+
لایک:6+
𝑷𝟏𝟎
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
@lady_jeonstar
جیسو: راستی، از هم نپرسیدیم
جی کی:چیو؟
جیسو:تایپ همدیگه.
جی کی:هوم، خب شما شروع کن
جیسو:باشه، من یه پسری میخوام که، غیرتی باشه، خرجم کنه، زود منو بگیره، بهونه نیاره، تا ۱سال حق دست زدن به رو ندار-...
∘₊✧──────✧₊∘
جی کی::
فکرکنم من زن نمیخوام
∘₊✧──────✧₊∘
-خونه برام بگیره، ماشین برا-
جی کی:باشه باشه! فهمیدم
جیسو:اره دیگه، تو چی؟؟
جی کی:خب من فقط میخوام به وفا دار باشه
∘₊✧──────✧₊∘
چیزی که جنی نبود
∘₊✧──────✧₊∘
جیسو:آها
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
به غذا خوردن ادامه دادن که یه لیسا رو با یه پسر دید؛لیسا جونگ کوک رو دید و حرف پسر رو به روش رو قطع کردم و به طرف میز جونگ کوک رفت
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
لیسا:درود جونگ کوکا، اووو، میری سر قرار؟ جنی رو فراموش کردی؟
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جیسو رو به جونگ کوک کرد
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جیسو:جنی؟
جونگ کوک با خونسردی::
لیسا، اون پسره صدات میکنه، بعدا حرف میزنم
جیسو:کی بود؟
جونگ کوک:دوستم، دوست عادی
جیسو:و جنی؟
جونگ کوک:خواهرم
جیسو:آها اتفاقا منم-
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
گوشی جونگ کوک زنگ خورد و نگاه به ساعتش کرد و گفت
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
جونگ کوک:دیر وقته، من باید برم خونه، از آشنایی باهات خوشحال شدم
جیسو :منم همینطور
∘₊✧──────✧₊∘
جونگ کوک غذا رو حساب کرد و رفت بیرون از رستوران و به
ماشین تکیه داد ، اوما بود
∘₊✧──────✧₊∘
اوما:درود خوشگل مامان
جونگ کوک:چی میخوای؟
اوما:هی، یه پسر نمیتونه برای مامان 10 میلیون بزنه؟؟
جونگ کوک:یه پسر نمیتونه از مامانش سوال کنه چرا؟؟
اوما:زود باش بزن به کارتم
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
تا پارت بعد
شرط پارت 9 و 10 ::
کامنت:10+
لایک:6+
- ۸۲۴
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط