چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&

وقتی:``خانوادت‌ ازیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون....``

تهیونگ‌ بود‌
که‌ بعد‌ از‌ سه‌ هفته‌‌ ازش‌ هیچ خبری‌ نداشتم
بعد‌ از‌ چند‌ ثانیه‌ زنگ‌ خورد‌ن‌ گوشیم‌
تصمیم گرفتم جواب‌ بدم
-الو‌ آت‌
+...
با‌ یه‌ صدا‌ که معلوم بود‌ چقدر‌ خستس‌ شروع‌ کرد‌ به صحبت‌ کردن
-لطفا‌‌ اگه‌ پشت‌ خطی‌ جواب‌ بده
+..
-خیله‌خب‌ نمیخوای‌‌ جواب‌ بدی؟
+چی‌ بگم‌؟..ازینکه‌ به دختر‌ جون‌ رو‌ عاشق خودت‌ کردی‌ و‌ قالش‌ گذاشتی
-میخوام‌ همین الان‌ ببینمت
+واقعا؟دستور‌ دیگه‌ای نداری
-ات‌‌ وقت‌ ندارم‌ هرچه سریع‌تر خودتو‌ به جای‌ همیشگی‌ برسون
+هوف...باشه الان‌ میام

پایان‌ مکالمه

فلش‌ بک‌ کافه‌ی همیشگی

وارد‌کافه‌ شدم‌ و‌ با‌ اولین‌ صحنه‌ای که دیدم‌‌ جا خوردم‌‌
تهیونگ‌ با‌ کت‌ چرم‌ مشکی‌ وکلاه‌ کپ‌ ،ماسک‌ روی یکی‌ از‌ صندلی‌های کافه‌ نشسته‌ بود‌‌ چون‌ همیشه ته‌ استایل‌ کلاسیک‌ رو‌ به بقیه استایل‌ها ترجیح
می‌داد
رفتم‌ سمت‌ش‌ روبه‌ روش‌ ایستادم
از‌ سر‌ جاش‌ بلند‌‌ شد‌‌ و‌ بدون هیچ‌ حرفی‌ اومد‌ دستاشو‌ دورم حلقه کرد‌
-عزیزم‌..خیلی‌ دلم‌ برات‌ تنگ‌ شده بود....

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ ازیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ ازیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ ازیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

وقتی پسر عموته و.....پارت ۴ویو اتکه یهو جر خوردم از خندهتهیو...

فرمانده منپارت چهار....گوشی و برداشتمتهیونگ"الو بفرماییدات" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط