بوسه اش رودی شد و بر ساحل دریا نشست
بوسه اش رودی شد و بر ساحل دریا نشست
عکس ماه؛ لرزان شد و بر موج بی پروا شکست
بی صدا از خانه ام بگذشت و رفت و برنگشت
عطر او را باد برد و لااقل در را نبست
اینهمه راز و نیاز و قصه و شور و غزل
بی وفا این عهد را چون رشته ای از هم گسست
یک سبد گل یک بغل شعر وشعور و عاطفه
لحظه ای حتی ندید این تحفه را بر روی دست
بر لبانم بوسه ی داغ وداع گرمی نداشت
بی مروت ؛ سنگدل آسان دلم را میشکست
Roya❤
عکس ماه؛ لرزان شد و بر موج بی پروا شکست
بی صدا از خانه ام بگذشت و رفت و برنگشت
عطر او را باد برد و لااقل در را نبست
اینهمه راز و نیاز و قصه و شور و غزل
بی وفا این عهد را چون رشته ای از هم گسست
یک سبد گل یک بغل شعر وشعور و عاطفه
لحظه ای حتی ندید این تحفه را بر روی دست
بر لبانم بوسه ی داغ وداع گرمی نداشت
بی مروت ؛ سنگدل آسان دلم را میشکست
Roya❤
- ۴۵۱
- ۱۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط