دلت برام تنگ میشه....

دلت برام تنگ میشه....
یه روزی، یه جایی، صدای خنده‌های یه نفر، خنده‌های منو یادت میاره ...
یه روزی، یه جایی، نفست تنگ میشه از پیچیدنِ عطر آشنام تو مشامت ...
یه روزی، یه جایی، دلت تنگ میشه واسه من ...
منی که هر کاری می‌کردم تا هرجا هستی باشم و مثلِ پروانه دورِ شمعِ بی معرفتم بگردم ...
یادِ من میوفتی، روزی که کسی بهت بگه " دوست دارم " ...
یاد من میوفتی چ، اون جایی که یه نفر زل بزنه به چشمات و با نگاهش زااااار بزنه " ببین، نرو، من بهت نیاز دارم " ...
یه روزی، یه جایی، یه جفت چشم که هیچ حسی توشون نیست، چشمای عاشقِ منو یادت میاره ...
شب و روزت برعکس میشه وقتی یه آهنگِ شاد، دیوونه بازیای منو یادت بیاره ...
ببین، اصلاً حسابِ گرد بودنِ زمین و اینا نیستااا ...
بحثِ عدالت خداست ...
اون همه عشقی که من به پات ریختم، اگه نیاد جلو چشمت، بی انصافیه ...
اون همه موندن به پای توی رفته، اگه نیاد تو ذهنت، بی عدالتیه ...
اگه یادت نیاد چجوری چشمام واسه حرف زدن با چشمات جون کندن‌، به عدلِ خدا شک می‌کنم ...
اگه ‌...
یه روزی، یه جایی، منو یادت اومد؛ نگو راست میگن که زمین گرده ...
بگو " خدا عادل‌ترینه " ...
دیدگاه ها (۴۵)

‌زمستان است...دو میل و یڪ ڪاموا ...و من خیال می بافم ...خیال...

‎چگونه به تو نزدیک تر شوم؟ وقتی سوز و سرمایِ زمستان نیستم که...

گاهی اوقات خسته میشی از قوی بودندلت میخواد یک استعفا نامه بل...

زمستان باشد! سرمای هوا بیداد کند !باران ببارد !دلم قدم زدن ز...

اگه رفتم چون خودت خواستی میدونی تا آخره عمرم دلم واسه اولامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط