بوسه ها را به جان من انداز

بوسه ها را به جان من انداز

مردِ این جنگِ تن به تن هستم

چشم و لب های نیمه بازت را

ماهِ غرقابِ نور می بوسم

من زمینی،تو آسمانی را

از همین راه دور می بوسم
دیدگاه ها (۴)

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگی...

من کنار تو ریز می مانمتو کنارم درشت خواهی شدمن نجیبانه بوسه ...

چشم هایش شروع واقعه بودآسمانــــی درون آنهــــــا، مندر صدای...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

اگر یادت کنم درد ام شود زوربیافراموش ات کنم چشم ام شود کوربی...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط