بعدازرفتنت اینجا یک نفر شبیه من به طرز عجیبی زنده است نفس

بعدازرفتنت اینجا یک نفر شبیه من به طرز عجیبی زنده است نفس نمی کشد هوا میخورد راه نمی رود جسم یدک می کشد.
اونقدر می ایستت تا ایستاده بمیرد برای تو که بدونی هنوزمنتظر ایستاده........
دیدگاه ها (۲)

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط