میانِ ماندن و برگشت، دو به شک مانده

میانِ ماندن و برگشت، دو به شک مانده
چقدر خاطره ی خوبِ مشترک مانده!
تو گرم و سرد شدی با من و نتیجه ی آن
به روی چینیِ روحم، ترک ترک مانده
ببین! برای شکستن هنوز جا دارم!
چقدر سنگ به سودایِ این محک مانده!؟
به دستِ رد، همه را رانده ام به غیر از تو
هنوز عشق به امّیدِ یک کمک مانده!
چقدر خاطره ی خوبِ مشترک داریم
که در خیالِ من- این ساده دخترک- مانده
دیدگاه ها (۹)

‍ ‌باران ببارد کوچه خیسِ آب باشد ،معشوقه ات دیوانه ای بی تاب...

دانی از زندگی چه می خواهم؟ من تو باشم،،تو،،پای تا سر تو!زندگ...

بعد از تو به جام و جنون و دود و الکل روی آوردمبعداز تو بد آل...

لبخند بزن یاور شیرین سخن من لبخند تو انگار شده هموطن منلبخند...

واهم که این قلب آزرده را با دستان خویش به مغاک فراموشی سپارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط