گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت
گاهی باید بگذاری دلت از همه ی چیزها و همه ی کسانی که وابستگی به بودنشان رنجت میدهد،آزاد شود ...
میدانی هراس از دست دادن هاست که آدم را به مرز تحقیر شدن میرساند ...
به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری ...
به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان
نداری ...
به مرز نابود شدن ... دیده نشدن ...
تنها شدن ...
اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی
آنچه که سهم تو از زندگی و عشق باشد،میماند
و هرچه رفتنی است میرود
اینگونه تمام عمرت را با دلی آسوده و مطمن به داشته هایت شادی ..
دیدگاه ها (۳)

بوی صبحانه می آید عطر چایی مادرصفای سفره ی صبحوسنگک داغچند ل...

در یکی از معروفترین دانشگاه های جانور شناسی در هند تحقیقی صو...

دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ دست...

همیشه برای ماندن دلیل هست وبرای رفتن بهانهبرای خواستن نیاز ه...

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت ...گاهی باید بگذاری دلت از ...

گاهی باید " جسارتِ آزاد شدن " را داشت ! گاهی باید بگذاری دلت...

گاهی باید جسارت آزادشدن راداشت...گاهی باید بگذاری دلت ازهمه ...

گاهی باید " جسارتِ آزاد شدن " را داشت ! گاهی باید بگذاری دلت...

.گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت ....گاهی باید بگذاری دلت ا...

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت...گاهی باید بگذاری دلت از ه...

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت..گاهی باید بگذاری دلت از هم...

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت..گاهی باید بگذاری دلت از هم...

↯↯No cm↯↯گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت...گاهی باید بگذاری...

گاهی باید بگذاری دلت از همه چیزها و همه کسانی ک وابستگی ب بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط