ای که در خوابی و رؤیا
ای که در خوابی و رؤیا
به که گویم که تو هستی
نفس پاک پرستو
به دل روشن فردا
نه به اینی، نه به آنی
نه به صبحی، نه به شامی
که تو یک خواب قشنگی
به تن روشن فردا
تو امیدی به دل شب
چو سپیده ز پس شب
چو نفس های بهاران
به رخ روشن فردا
به که گویم که نداند
که همه صبح سپیدی
تو سلامی به رخ صبح
تو به زیبایی فردا
به دلم زنده تویی تو
به شبم صبح تویی تو
تویی آغاز، تویی پایان
تویی آرام دل و جان
به که گویم که تو هستی
نفس پاک پرستو
به دل روشن فردا
نه به اینی، نه به آنی
نه به صبحی، نه به شامی
که تو یک خواب قشنگی
به تن روشن فردا
تو امیدی به دل شب
چو سپیده ز پس شب
چو نفس های بهاران
به رخ روشن فردا
به که گویم که نداند
که همه صبح سپیدی
تو سلامی به رخ صبح
تو به زیبایی فردا
به دلم زنده تویی تو
به شبم صبح تویی تو
تویی آغاز، تویی پایان
تویی آرام دل و جان
- ۳.۱k
- ۲۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط