یادش اومد یه بار دیگه هم جونگکوک اینجا اومده بود

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۳



یادش اومد یه بار دیگه هم جونگکوک اینجا اومده بود.
برای دعوا و چاقو خوردنش.

رو میز نشستن.
جونگکوک وسایلارو رو میز گذاشت و گفت:خسته‌ای؟
دیار سرشو به معنی آره تکون داد و یه چاپ استیک برداشت.
یه ذره از نودلش خورد و یدونه کرن داگ برداشت.

جونگکوک هم مشغول غذا شد.

روبه روی هم نشسته بودن و جونگکوک حین غذا خوردن از زیر میز با پاش به پای دیار میزد.
ولی دیار نمیدونست کار جونگکوکه و با کنجکاوی زیر میز رو نگاه میکرد.

جونگکوکم از این همه خنگیش بدون اینکه دیار ببینه می‌خندید.

وقتی غذاشون تموم شد دیار وسیله های روی میز رو جمع کرد.

در حین جمع کردن،جونگکوک از آشپز خونه بیرون رفت.
بعد صدای در اومد.
رفت؟عجیبه.

دیار بعد از جمع و جور کردن آشپزخونه به اتاقش رفت.

تا وارد شد جونگکوکو دید که رو صندلیش نشسته بود.

وایی مگه بیرون نرفته بود؟
از دیدن یهوییش ترسیده بود و دستشو رو قلبش گذاشته بود.

جونگکوک با دیدنش تک خندی زد:لولو خرخره دیدی عزیزم؟
دیار اخمی کرد و به سمتش رفت.
و روبه روش نشست.
دیدگاه ها (۱۴)

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۴_فردا صبح آماده باش می‌خوام ببرمت...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۵------------۱۳ مارس ۸:۰۶ صبح بعد ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۲روی صندلیش نشست و با ناراحتی به ر...

https://wisgoon.com/ania.0

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:7۷به سفارش اولی که یادداشت کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط