شبی غمگین شبی بارانی و سرد

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد !




دلم در حسرت دیدار او ماند




مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ،




به من میگفت تنهایی غریب است




ببین با غربتش با من چه ها کرد




تمام هستیم بود و ندانست




که در قلبم چه اشوبی به پا کرد .




او هرگز شکستم را نفهمید




اگر چه تا ته دنیا صدا کرد . . . شبتون بخیر دوستان خوبم.......................
دیدگاه ها (۴)

تو بخواب نازنینم به جان تمام دلواپسی هایم قسم که لحظه ای د...

تـــو را " دوست دارم " چه فـرق مى کند که چـــــــرا !؟ یــ...

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ...

سلامتے خودم کہ هر کے منو دید گفت چقد سرش شلوغہ، ولے فقط ...

نمیبخشمت p.22

شبى غمگین شبى بارانى و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در ح...

Amirali mosavi:شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا ر...

شبى غمگین شبى بارانى و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در ح...

شبى غمگین شبى بارانى و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در ح...

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد ...مرا در غربت فردا رها کرد!!!د...

شبى غمگین شبى بارانى و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط