یه خاطره
یه خاطره
یه روز که کلاسم تموم شد اومدم بیرون که سوار ماشین شم دیدم دو تاز دخترای دانشگاه کنار ماشین وایسادن یکیشونم داشت تو آینه آرایششو درست میکرد ! منم رفتم اونور تر که دوستش گفت مهسا ماشینو که پارک کردی بیا بریم دیگه !.!! مهسام دست کرد تو کیفش گفت باشه فقط نمیدونم سوئیچو کجا کذاشتم !!! من که داشتم شاخ در میاوردم لامصب عجب فیلمی بازی میکردن !!.! دزدگیره ماشینو زدم رفتم سوار شم دیدم قرمز شدن دارن میرن !!! منم گفتم مهسا خانوم کارم تموم شد ماشینتونو میارم میزارم سر جاش !!!!! بدبختا محو شدن تو افق
یه روز که کلاسم تموم شد اومدم بیرون که سوار ماشین شم دیدم دو تاز دخترای دانشگاه کنار ماشین وایسادن یکیشونم داشت تو آینه آرایششو درست میکرد ! منم رفتم اونور تر که دوستش گفت مهسا ماشینو که پارک کردی بیا بریم دیگه !.!! مهسام دست کرد تو کیفش گفت باشه فقط نمیدونم سوئیچو کجا کذاشتم !!! من که داشتم شاخ در میاوردم لامصب عجب فیلمی بازی میکردن !!.! دزدگیره ماشینو زدم رفتم سوار شم دیدم قرمز شدن دارن میرن !!! منم گفتم مهسا خانوم کارم تموم شد ماشینتونو میارم میزارم سر جاش !!!!! بدبختا محو شدن تو افق
- ۱۱.۴k
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط