هیچ دوره ای جای خودش نبود ، کودک بودم می گفتند تا کی می خ

هیچ دوره ای جای خودش نبود ، کودک بودم می گفتند تا کی می خواهی کودک بمانی بزرگ شو ، جوان شدم گفتند سعی کن کودک درونت را زنده نگه داری و من همیشه تشنه کودکی ماندم
دیدگاه ها (۳)

ما بی خیال سیلی به زهرا نمی شویم .

باز باران باترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو؟ ...

...

کفش ها راضی شوید از من ، من برای جاده عشقش محیا نیستم ، سر ب...

روانشناسی بالینی رابطهبعضی چیزها راباید سروقت خودش داشته باش...

«قرار‌داد‌ اشتباهی»ــــــــــــــــــــمین یونگی | ۲۸ سالهسر...

ما بر خرابه نشيني عادت داريم.اصلا ما براي خرابه هايمان،هزارا...

موسیقی

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

عاشقانه های شبنم

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

صدای شلیک

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

داستان زیبای توسل فرزند برای آزادی پدر (رهبر شهید)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط