پارت ۶۵

پارت ۶۵

پرش زمانی//

**از دید رزت **

* داخل اتاقم نشسته بودیم و داشتم با میان درمورد امروز صحبت میکردم تا اینکه یکی از خدمتکارا اومد *

خدمتکار : بانو یه نفر اومده اینجا

رزت : کیه؟

خدمتکار : گفت که بانو مایا هستن

* از کجا فهمید که من اینجا زندگی میکنم *

خدمتکار : بهش بگم بیاد

رزت : هوف بگو بیاد

کیان : رزت؟

رزت : من خوبم

مایا : سلام!

رزت : چی میخوای

کیان : میشه اینقدر به من نگاه نکنی

مایا : ببخشید میخواستم عذرخواهی کنم

رزت : درمورد امروز یا درمورد اون موقع هایی که منو اذیت آزار میدادین

مایا : من درمورد همه چی معذرت میخوام خواهر

کیان : میشه بپرسم چرا بهش میگی خواهر

مایا: ما از یه خونیم

رزت : دروغگوی خوبی نیستی

مایا : تو پدر خودتو دادی تا اعدام کنن!

رزت : اون پدر من نبود

مایا : منو تو از وقتی که به دنیا اومدیم یه جا بزرگ شدیم پس یعنی از یه خونیم

رزت : نه! ((داد)) ...... هوف احمق... من وقتی که به دنیا اومدم دادنم دست خانواده شما

مایا : آها

* لبخند زد *

مایا : ولی این یعنی که ما خواهریم ((داد))

کیان : هوی مگه بهت نگفتم با رزت درست صحبت کنی هوم؟ دلت میخواد بمیری ؟

مایا : چی میگی؟

رزت : کیان ولش کن

رزت : اگه کارات همین بود گمشو از عمارت بیرون

مایا : یه خواهش دیگه

رزت : چه مرگته؟

مایا : تو مادر نداری منم پدر ندارم تو پدرم رو کشتی.... میتونیم به پدر مادرمون بگیم باهم ازدواج کنن
این طوری رسما خواهر میشیم


رزت : فکر نکم دنبال اینجور چیزا باشید.... شما بیشتر دنبال مقامید گمشو بیرون

مایا : باشه! خداحافظ رو مخ

کیان : هوی وایسا ببینم

* رفت نزدیکشو صورتشو گرفت *

کیان : دلت مرگ میخواد من بهت گفتم
با رزت خوش رفتار کنی ولی انگاری دلت میخواد بمیری

مایا : ببخشید لطفا ولم کن

کیان : گمشو برو

رزت : کیان

کیان : هوم؟

رزت : به نظرت چرا همچین چیزی گفت

کیان : نمیدونم

رزت : هوف من میرم یه چرت بزنم
خیلی خوابم میاد

کیان : از فردا دیگه مایا رو نمیبینی تا زمستون

رزت : آره تعطیلات شروع میشن
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶۶پرش زمانی ///* رسیده بودم عمارت و کیان رفته بود عمارت...

پارت ۶۷ * داشتم تو باغ قدم میزدم که چشمم افتاد به یه درخت *ر...

پارت ۶۴* رفتم لباسامو عوض کردم و بقیه رفتیم سر کلاس*استاد : ...

پارت ۶۲کیان : رزت چیزی شده؟ رزت : آره کیان : چیشده؟ رزت : ما...

پارت ۶۱* خوابیده بودم که حس، کردم یه نفر همه ش داره تکونم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط