خندید

خندید
چال گونه اش عمیق تر شد
و از شکوفه لبانش
اسفند
به وجد آمد
#رضا_ناظمی
دیدگاه ها (۱)

تو ابدیت رو در روزهای محدود به من بخشیدیو من برای این، تا اب...

در چهل سالگیشایدبه یاد نیاری کدام کافه ها رارفته اییا کدام س...

‏دیگر سال‌هاست عکس‌هامان را چاپ نمی‌کنیم و سال‌هاست این عادت...

"دوستت دارم"مانندیک کتاب رمان عاشقیکه حاضر نیستمبه کسیامانت ...

پارت 7

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۶بلاخره شب شد یک شب پر از چراغ های...

آقای عشق دوریاکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط