Part 4
Part 4
🦋 Alone butterfly
.........
_اسمت چی بود ؟ (سرد)
+ج.. ج.. جیمین.. پارک.. جیمین
_خب بگو ببینم.... از من میترسی؟
+ب.. ب.. بله... بله. هق..
"جیمین داشت به سینه ی تهیونگ که یکمی از لباسش بیرون زده بود نگاه میکرد
_به چی نگاه میکنی هرزه؟
+هق.. م.. من... من هیچی... ه
_گفتمم. به.... چی... نگاه... میکنی!!!
+م... من... من... می.. می. می می
.. میخوام.
_میمی ؟
+اوهوم
" تهیونگ خیلی نرم گفت :
_چرا؟
+آخه... آخه از ترس دارم میلرزم... م.. من... آرامش میخوام
_هیششش
"کتشو کمی کنار زد و دکمه ی لباسش رو باز کرد و دوتا سینه های عضلانیش تو دیده جیمین بود
_بیا
+م.. میتونم؟ ارباب... اجاره... اجازه دارم؟
_آره بیا... زنجیر گردنتو باز میکنم تا راحت باشی
+م.. مم.. ممنونم
" و جیمین نزدیک رفت و شروع کرد به مک زدنه سینه های تهیونگ.
آروم مطیع.
لرزان و با ترس
_جیمین.. آه... نیازی نیست الان با تردید مک بزنی... تو اجازشو از من گرفتی.
+م.. هه... دوسش دارم... ارباب..
_ممم... خوبه.... خوبه
ادامه دارد............
🦋 Alone butterfly
.........
_اسمت چی بود ؟ (سرد)
+ج.. ج.. جیمین.. پارک.. جیمین
_خب بگو ببینم.... از من میترسی؟
+ب.. ب.. بله... بله. هق..
"جیمین داشت به سینه ی تهیونگ که یکمی از لباسش بیرون زده بود نگاه میکرد
_به چی نگاه میکنی هرزه؟
+هق.. م.. من... من هیچی... ه
_گفتمم. به.... چی... نگاه... میکنی!!!
+م... من... من... می.. می. می می
.. میخوام.
_میمی ؟
+اوهوم
" تهیونگ خیلی نرم گفت :
_چرا؟
+آخه... آخه از ترس دارم میلرزم... م.. من... آرامش میخوام
_هیششش
"کتشو کمی کنار زد و دکمه ی لباسش رو باز کرد و دوتا سینه های عضلانیش تو دیده جیمین بود
_بیا
+م.. میتونم؟ ارباب... اجاره... اجازه دارم؟
_آره بیا... زنجیر گردنتو باز میکنم تا راحت باشی
+م.. مم.. ممنونم
" و جیمین نزدیک رفت و شروع کرد به مک زدنه سینه های تهیونگ.
آروم مطیع.
لرزان و با ترس
_جیمین.. آه... نیازی نیست الان با تردید مک بزنی... تو اجازشو از من گرفتی.
+م.. هه... دوسش دارم... ارباب..
_ممم... خوبه.... خوبه
ادامه دارد............
- ۴۰۶
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط