داستان شماره5:

داستان شماره5:
روزی هیزم‌شکنی در یک شرکت چوب‌بری دنبال کار می‌گشت و نهایتا توانست برای خودش کاری پیدا کند.

حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم‌شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می‌شد راهنمایی کرد.

روز اول هیزم‌شکن ۱۸ درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین‌طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم‌شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست ۱۵ درخت را قطع کند.

روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط ۱۰ درخت را قطع کرد. هر روز که می‌گذشت تعــداد درخت‌هایی که قطع می‌کرد کمتر و کمتر می‌شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا بنیه‌اش کم شده است.

پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی‌آورد.

رئیس پرسید: “آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟”

هیزم شکن گفت:
“تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می‌کردم!”

شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده‌اید کی بو
دیدگاه ها (۱)

📑 مدیر #اینستاگرام در دادگاه متا: اطلاعات منفی درباره ایمنی ...

طبق گزارش یکی از نماینده‌های گرمی حذف ویدیوهای اجرای BTS از ...

⚡️ #وزیر_نیرو : قطع #برق تمام شد/ #آب نیازمند صرفه‌جویی استع...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

🔻قهرمان‌سازی از بی‌تدبیری/ سقاب اصفهانی: تغییر قیمت بنزین در...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

با اظهارات نسنجیده رئیس بانک مرکزی ارزش پول ملی در عرض کمتر ...

سالت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط