بر سرت یک شاخه گل خواهم زد از جنس وفا

بر سرت یک شاخه گل خواهم زد از جنس وفا
سرنوشتی سبز میخواهم برایت از خدا

آفتاب از بام اشراق تو می آید برون
شرم از روی تو دارد ماه و خورشید سما

چشم آهوی تو در دل باز غوغا می کند
وه ، چه زیبا و دل آرایی و ناز و دلربا !

موجی از دریای چشمان سیاهت پا گرفت
کشتی دل را بهم زد پیش چشم نا خدا

بر سر کوی تو محراب عبادت ساختم
تا کنم هر لحظه بر آن سرو قامت اقتدا

تا تو لب تر میکنی یا پلک پایین آوری
جان فدایت میکنم ، جانانه از سر تا به پا

چشم زیبای تو حیران میکند هر دیده را
روی خود چون غنچه پنهان کن ، سپس بیرون بیا
دیدگاه ها (۱۱۸)

چشم زیبای تو آهوی فـــــــــــــــــراوان داردهرکه عاشق بشود...

صبر را مفهوم معنا زینب استکعبه غمهای دنیا زینب استچون حسین ا...

حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنمانگار حافظ با من و من با ت...

امشب تمام خویش را از غصه پرپر می‌کنمگلدان زرد یاد را با تو م...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

مراسمی که دانش‌آموزان مدرسه برای خانم معلم شه*یدشون گرفتند.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط