هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست

هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!


و چشمانت رازِ آتش است.

و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست
هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد.

و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
پاکیِ آسمان را متهم می‌کند.


کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانیِ ستمگری بود
که به آوازِ زنجیرش خو نمی‌کرد ــ
من با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم...
«احمد شاملو»  #بخون
دیدگاه ها (۲)

رمان «کتاب دزد» کتاب دزد اثر «مارکوس زوساک»، داستانی تکان ده...

کجایی؟ ای که دلم بی‌ تو در تب و تاب استچه بس خیال پریشان به ...

اولین شاهنامه منظوم در ایران توسط مسعودی مروزی سروده شده است...

در شعر سه تن پیمبرانندهر چند که لانبی بعدیاوصاف و قصیده و غز...

🎀💙... و #آغوشت🫂 اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط