لیلی زیر درخت انار نشست.

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
دیدگاه ها (۳)

Heaven is a place on earth with youبهشـت یہ جاییـہ ❣ ️روی زم...

عشق...رقصیدن به ساز کسی نیست.عشق یک رقص دو نفرس...عاشقانه ب ...

همرنگ پدیده و پدیدار شویدمشتاق سلام و مست دیدار شویدسلام خدم...

آینه جادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط