اقای جئون
اقای جئون
p:3
ویو لیا: رفتم داخل و خیلییی بزرگ بود ۱ میلون ادم توش جا میشدن خیلییی باحال بود ..
جونکوک: عممم خب لیا نوشیدنی میخوری؟( منظورش مشروبه)
لیا: تا خالا نخوردم اما خب همین امشب که اشکالی ندارع بریز☺
چند مین بعد:::
ویو جونکوک: لیا خیلی مست بود خودشم نمیددنست که چی داره میگه
لیا: ج ج جونکوک امشب پیشم بخواب( با حالت مستی)
جونکوک: ب ب باشه لیا
ویو جونکوک: بردمش و گزاشتم رو تختم و لباسامو در اوردم چون امشب شب من بود و باید خودمو خالی میکردم😈😈😈
لیا: ج جونکوک دوست دارم( مست)
میخواشتم بهت بگم اما میترسیدم که دوست دختر داشته باشی و منتظر امشب بودم ( مست)
جونکوک: منم منتظر امشب بودم ( پوزخند)😈
ویو لیا:
جونکوک در حالی که داشت وحشانه لبامو میبوسید لباسامم داشت در میاورد...
وقتی در اورد ***** کرد تو لیا و تلمبه میزد ...
لیا: جونکوک یواشششش اه اه اه اه اه
جونکوک': همینو میخواستم ناله کن...
لیا: جو اه اه اه اه
***************
امید وارم راضی باشید پارت بعدو میخوای بگو🎀🎀
p:3
ویو لیا: رفتم داخل و خیلییی بزرگ بود ۱ میلون ادم توش جا میشدن خیلییی باحال بود ..
جونکوک: عممم خب لیا نوشیدنی میخوری؟( منظورش مشروبه)
لیا: تا خالا نخوردم اما خب همین امشب که اشکالی ندارع بریز☺
چند مین بعد:::
ویو جونکوک: لیا خیلی مست بود خودشم نمیددنست که چی داره میگه
لیا: ج ج جونکوک امشب پیشم بخواب( با حالت مستی)
جونکوک: ب ب باشه لیا
ویو جونکوک: بردمش و گزاشتم رو تختم و لباسامو در اوردم چون امشب شب من بود و باید خودمو خالی میکردم😈😈😈
لیا: ج جونکوک دوست دارم( مست)
میخواشتم بهت بگم اما میترسیدم که دوست دختر داشته باشی و منتظر امشب بودم ( مست)
جونکوک: منم منتظر امشب بودم ( پوزخند)😈
ویو لیا:
جونکوک در حالی که داشت وحشانه لبامو میبوسید لباسامم داشت در میاورد...
وقتی در اورد ***** کرد تو لیا و تلمبه میزد ...
لیا: جونکوک یواشششش اه اه اه اه اه
جونکوک': همینو میخواستم ناله کن...
لیا: جو اه اه اه اه
***************
امید وارم راضی باشید پارت بعدو میخوای بگو🎀🎀
- ۱۹۶
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط