(Start Again)
(Start Again)
Part10
نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود که صدای جیهوپ شنیدم اومد سمتم یقه ی لباسمو گرفت
×چیشده چیکارش کردی؟
از خودم جداش کردم
-من کاری نکردم آروم باش
روی صندلی بیمارستان نشستیم براش تعریف کردم آروم شده بود و به یه جا خیره بود یک ساعتی بود که لنا داخل اتاق عمل بود
دوست لنا یوری هم اومده بود و با چشای اشکی نشسته بود
دیدم هر دو حالشون خوب نیست گفتم برن بیرون یکم هوا بخورن جیهوپ اول یکم مقاومت میکرد ولی بعدش رفت
(ویو یوری)
از سر کار خسته برگشته بودم که بهم خبر دادن لنا چاقو خورده سریع رفتم بیمارستان جیهوپ و چی اون نامجون بود؟! اونجا نشسته بودن رفتم سمتشون حال لنا رو پرسیدم گفتن هنوز اتاق عمله حالم خوب نبود لنا بهترین دوستمه از دبیرستان باهم دوست بودیم خدایا زودتر حالش خوب بشه نگاهم خورد به جیهوپی که اصلا خوب نبود آروم به یه گوشه خیره بود همینطور نشسته بودم که نامجون گفت بریم بیرون یکم حالمون بهتر بشه رفتیم بیرون که گفتم
÷بیا بریم اونجا بشینیم
جیهوپم سری تکون داد و نشست هنوز تو فکر بود و بینمون سکوت دیگه نمیتونستم تحمل کنم
÷حالت خوبه؟
یه نگاهی بهم کرد و گفت
×چطوری میتونم خوب باشم خواهرم تنها کسی که دارم تو اتاق عمله
÷میدونم منم خیلی نگرانشم لنا جای خواهر نداشتمه و لنایی که من میشناسم مطمئنم حالش خوب میشه
همینطور که حرف میزدم دیدم جیهوپ بهم زل زده منم نگاش کردم که
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part10
نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود که صدای جیهوپ شنیدم اومد سمتم یقه ی لباسمو گرفت
×چیشده چیکارش کردی؟
از خودم جداش کردم
-من کاری نکردم آروم باش
روی صندلی بیمارستان نشستیم براش تعریف کردم آروم شده بود و به یه جا خیره بود یک ساعتی بود که لنا داخل اتاق عمل بود
دوست لنا یوری هم اومده بود و با چشای اشکی نشسته بود
دیدم هر دو حالشون خوب نیست گفتم برن بیرون یکم هوا بخورن جیهوپ اول یکم مقاومت میکرد ولی بعدش رفت
(ویو یوری)
از سر کار خسته برگشته بودم که بهم خبر دادن لنا چاقو خورده سریع رفتم بیمارستان جیهوپ و چی اون نامجون بود؟! اونجا نشسته بودن رفتم سمتشون حال لنا رو پرسیدم گفتن هنوز اتاق عمله حالم خوب نبود لنا بهترین دوستمه از دبیرستان باهم دوست بودیم خدایا زودتر حالش خوب بشه نگاهم خورد به جیهوپی که اصلا خوب نبود آروم به یه گوشه خیره بود همینطور نشسته بودم که نامجون گفت بریم بیرون یکم حالمون بهتر بشه رفتیم بیرون که گفتم
÷بیا بریم اونجا بشینیم
جیهوپم سری تکون داد و نشست هنوز تو فکر بود و بینمون سکوت دیگه نمیتونستم تحمل کنم
÷حالت خوبه؟
یه نگاهی بهم کرد و گفت
×چطوری میتونم خوب باشم خواهرم تنها کسی که دارم تو اتاق عمله
÷میدونم منم خیلی نگرانشم لنا جای خواهر نداشتمه و لنایی که من میشناسم مطمئنم حالش خوب میشه
همینطور که حرف میزدم دیدم جیهوپ بهم زل زده منم نگاش کردم که
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۱.۲k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط