بیان از دل چو برخیزد،نگاه از عشق میریزد

بیان از دل چو برخیزد،نگاه از عشق میریزد
به صفر عاشقی وقتی،تورا یاد آرم ای جانا
قلم در دست میگیرم،چو شعر من تو را دارد
چه بنویسم ،چه ننویسم ،تمام غصه ام پیداست
همه ی دلخوشی ها را،به یکباره شبی برده
درون شعرهای من ،اثرهای غمش با ماست
شبی با بغض پنهان در بغل آواره خواهم شد
میان ماندن و رفتن ، همه عشق تو پابرجاست
به برگی که فرو افتاده در پیچ همان کوچه
قدم های بلند تو، به قدر مرگ در دنیاست
دیدگاه ها (۱۰)

سهیلا چاووشی

💕🫂... درمیان دست هایت عشق پیدا میشودزیر باران نگاهت نسترن وا...

غزلی زیبا از حافظ

همه‌ی آرزوهام با رفتن تو مُردن ❤️‍🩹#میخواهم_زنده_بمانم #پدرا...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط