قدیما یه آفتابه مسی هایی بود اینقدر سنگین بود وقتی کارت

قدیما یه آفتابه مسی هایی بود اینقدر سنگین بود وقتی 💩کارت تموم میشد میخواستی خودتو بشوری بلندش که میکردی دوباره میریدی💩😐
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣🤣

اگه اینا بستنییه...😐پس مال ما چییه...😶

خدا قبل از این همه گرونی و بدبختی اول ریشه داعش و بسوزونه......

آخه یه آدم چقدر باید احمق باشه.....حماقت تا چقدر...

چقدر خوبه بین این همه آدم یه نفرو پیدا کنی که شبیهه هیچکدوم ...

رمان جیمین و ا/ت پارت هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط