.الان که رفته ای

.الان که رفته ای
سر می گذارم بر شانه ی همه ی نیلوفرانی
که امسال بی تو گریسته اند
گریسته اند و بی تو نزیسته اند

حالا که رفته ای
گمان نمی کنم برگردد
پرنده ای که فقط
از دست تو دانه بر می چیند و
در کلمات تو پرواز می کرد

حالا که رفته ای
هیچ راهی
مرا به جایی نمی برد
در حافظه ام می چرخم
همه کلید ها را گم کرده ام

باشد .....!
.هر قفلی که می‌خواهد
به درگاه خانه‌ات باشد
عشق پیچکی است
که دیوار نمی‌شناسد.
دیدگاه ها (۲)

.تو که بی گدار به آب میزنی چشم هوسهایم می ترسد ... تو که ...

نگو دوستت دارمانسان این واژه ِ تَرَک خورده را باور می کند . ...

جمــــــــــعهوخروارها تنهایی که روی شانه هایم جا خوش کردهوی...

آن که فتوا می دهد بوسیدنت معصیت استیا نبوسیده کسی را ، یا دو...

⚫️ قالیباف؛سفرت به سوئیس، خلاف بند۱۳ تفاهم‌نامه است که تصریح...

SHATTERED GUARD

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط