روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود

روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود
از همان آغاز ما را کم‌تحمل ساختند...

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۰)

او‌ که هم‌دردم شده گویا خودش هم، درد بوداو خودش زخمِ همان مر...

بهار با همه‌ی جلوه و جمال، گلیبه پیش‌سینه‌ی پیراهنِ بهاره‌ی ...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

کفایتم ندهد بوسه، دست اگر برسدچنان کنم که بیارزد به ننگِ بُه...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

چشمانم را که می بندم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط