دوباره میشکنه سکوت با بغضم... دوباره آدما حالتو میپرسن...

دوباره میشکنه سکوت با بغضم... دوباره آدما حالتو میپرسن... دوباره مثل قدیم تو قلبمو بشکن...دوباره گریه، کبودیه چشمم...غیر توکل شهر از حالم خبر دارن...منو برگردون ب زندگیم فقط با یه...نگاه سادت، یه لبخند عادی... تو میگفتی زخمایی ک بم زدی حاد نیی... پس چـــــــرا گریــــــه کردم؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

Part ¹¹اسلاید 2 : دستکش بوکس های جونگکوکویو لیلیپشت دیوار وا...

چند پارتی کوک پارت ³ویو کوک کل راح ا.ت روی پاهام خوابیده بود...

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

how much i love you so...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط