دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند ، متوجه شد

دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند ، متوجه شدند که روز به روز ضعیف تر
می شود . روزی به ملا گفتند : ملا ، مگر به خرت غذا نمیدهی که اینقدر ضعیف شده ؟
ملا گفت : چرا ، شبی دو من جو از من جیره می گیرد.
دوستانش گفتند : پس چرا اینقدر لاغر شده ؟
ملا نصرالدین گفت : هی بسوزه پدر نداری . بیچاره خرم جیره یک ماهش را از من طلبکاراست
دیدگاه ها (۱)

ماجرای زن گرفتن کره خر

** طنز ********** زن گرفتنه کره خر ***کـــره ای گــفــت بــ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

ماجرای زن گرفتن کره خر کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

حسرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط