هُرم آغوش تو تا عمق وجودم جاریست

هُرم آغوش تو تا عمق وجودم جاریست
طعم شیرین لبت عامل شب بیداریست

بی تو در پیله تنهایی خود محبوسم
نفس گرم تو هر لحظه مرا غمخواریست

نوشداروشده ای بر دل پر تشویشم
دوری از یاد تو تنها سبب بیماری است

با نگاهت همه ی حس مرا میخوانی
از تو پنهان شدنم مساله دشواریست

باتو هر لحظه ی من طعم بهاران دارد
بی تو اماهمه ی ثانیه ها تکراریست

وقتی از شوق تو لبریز شود احساسم
بوسه بر ساحت این قافیه ها اجباریست
دیدگاه ها (۱)

دل نمی بندی ولی دل راچه آسان میبریتیرمژگان میزنی ازدیده وجان...

قلمم باز هوای تو به جانش افتادلذت از تو نوشتن به سرش باز افت...

من که چون سایه تو را گرم تماشا بودمدر شب خاطره هامان چه تمنا...

حرف دل……… قلمت را بردار بنویس از همه ی خوبیها زندگی، عشق، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط