دلکَم میدانَم؛

دلکَم میدانَم؛

توام مثل من از بودن هاشان از عادت دادن هاشان

از نبود همیشگی شان 

از تکرار این تابع خسته شده ای

به احترام تن زخم دیده ات؛ 

معادله را عوض می کنَم

بگذار بیایند و بروند

غصه نخورعادت را خط زده ام..!
دیدگاه ها (۳)

....

بچه م بچه های قدیم

معجزه میکند گذشت زمـــــــــــــــــان! بـــــــــــ...

چه خبر از دل تو ؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد ؟ ؟تو هم...

.......//برده ی زیبا//.......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

dark life = 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط