رفته بودم انتقال خون،

رفته بودم انتقال خون،
زنه ازم پرسید تا حالا رابطه جنسی پر خطر داشتی؟؟؟😑
گفتم: بله رفتم خونه دوست دخترم؛😔
.
.

.
.
.

هر لحظه ممکن بود باباش بیاد!!!

اونقد خندید، از حال رفت، یه واحد خون به خودش زدن!!!!😂
دیدگاه ها (۴)

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادمی...

دختره پست گذاشتههمه مردا عوضی هستن ! فقط بابام خوبه............

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﺬﺭﯼ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ همسایه رو زدم،ﺩﺧﺘﺮشون اوﻣﺪ بیر...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

رمان دخت من

part ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط